السيد الخميني
49
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
نتوان كرد ، قال تعالى : لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ؛ 41 و با فضل آن ، مسح رأس خود كن و علو و عظمت و تكبّر را از سر بنه ، تا ممسوح به دست حقّ گردى ؛ و تفكر در غير و غيريت را از سر بيرون كن ، تا به بركات حقّ مبارك شوى ؛ و تطهير كن پاى تردد در شئون كثرت را ، تا محرم محفل انس شوى ؛ و قدم به فرق خود نِه ، تا لايق بساط عظمت گردى . فصل پنجم در [ اسرار ] ستر عورت است و آن نزد عامه ، ستر مقابح بدن است از ناظر محترم و در حال صلاة . و در نزد خاصه ، ستر مقابح اعمال است به لباس تقوا كه خير البسه است ، مطلقاً ، و در وقت حضور در محضر مقدس ، بالخصوص . و در نزد اخصّ خواص ، ستر مقابح نفوس است به لباس عفاف . و در نزد اهل ايمان ، ستر مقابح قلوب است به لباس طمأنينه . و در نزد اهل معرفت و كشف ، ستر مقابح سرّ است به لباس شهود . و در نزد اهل ولايت ، ستر مقابح سرِّ سرّ است به لباس تمكين ؛ و سالك چون بدين مقام رسيد ، ستر جميع عورات خود را نموده و لايق محضر شده و از براى او دوام حضور است . و حقّ تعالى - جلت رحمته و وسعت ستاريته - ستار جميع عورات و مقابح خلق است به كرامت نمودن اين نوع بشرى را به البسهء گوناگون كه آنها را از مقابح ظاهريهء بدنيه ستر نمايد . و ستر فرموده مقابح اعمالى را به پردهء ملكوت ؛ و اگر اين پردهء ستاريت ملكوتيه بر صور اعمال ما بندگان نبود و صورت غيبيهء آنها ظاهر مىشد ، در همين عالم رسوا و خوار مىشديم ؛ لكن حقّ تعالى - جل شأنه - با ستاريت خود ، آنها را از انظار اهل عالم مستور فرموده ؛ و ستر فرموده مقابح اخلاقى و ملكوت ملكات خبيثهء ما را به اين صورت معتدلهء مستقيمهء ملكيه ؛ و اگر هتك فرموده بود اين ستر را ، و صور ملكات اخلاق ظاهر